اصلاح امت، روش وحیانی و نظریه‌ های بشری

اصلاح امت، روش وحیانی و نظریه‌ های بشری

هنگامی که به وضع امت اسلامی و بحران‌های سهمگینی که احاطه‌اش کرده‌اند ـ همچون تهاجم فرهنگ‌ها و اندیشه‌های گوناگونی که برای تغییر سبک زندگی امت و فرهنگ فرزندان امت اسلامی می‌کوشند – می‌نگریم، پرسش‌های بسیاری مطرح می‌شوند که شاید مهم‌ترین‌هایشان به چگونگی خروج از بحران، نحوه‌ی تصحیح مسیر حرکت امت اسلامی، تعیین اهداف، حفظ ارزش‌ها، پیشرفت و شکوفایی تمدنی مربوط باشند.
امروزه شاهد تغییراتی عظیم در شخصیت نسلی هستیم که همه‌ی امیدها برای ادامه‌ی مسیر تغییر و نوسازی و اصلاح به آن‌ها معطوف است؛ تا آن‌جا که می‌توان گفت گروهی از این نسل به نسخه‌ای تحریف‌شده از ارزش‌ها و فرهنگ‌های دیگران شده است، چنان که نه می‌تواند فرهنگ غربی و پیشرفت دنیوی آن را هضم کند ونه می‌تواند ارزش‌های دینی و فرهنگ وحیانی را حفظ کند. این گروه نماد بحرانی جدید در جامعه‌ی اسلامی است که رفع آن نیازمند شرح فلسفه‌ی دین و روشن‌ کردنِ امکان‌پذیری نوآوری و پیشرفت بدون کنار گذاشتن ارزش‌ها و اصول وحیانی است.
بنابراین، ما به گفتمانی فرهنگی و دینی نیاز داریم که این گروه را، که می‌تواند در گذر از بعضی بحران‌های سخت نقش داشته باشد، به خود جذب کند؛ چرا که این نسل، اگر درباره‌ی فلسفه‌ی دین و گفتمان تمدنی آن متقاعد شود، می‌تواند پلی برای نوسازی، اصلاح و دگرگونی باشد. همچنین، این نسل می‌تواند ابزاری برای تحقق اهداف استعمارگران و ادامه‌ی برنامه‌ی مسخ هویت امت اسلامی باشد. برای بررس دقیق‌تر موضوع، باید به راه و روش قرآن کریم برای رهایی انسان از اندیشه‌ها، باورها و فرهنگ‌های منحرف مراجعه کنیم.

اندیشه‌ ورزی، آغاز دگرگونی و اصلاح

روش قرآنی، در فرایند تغییر فرهنگی و دینی هر جامعه، بر ارجاع دادن انسان به فطرتی که بشر از آغاز خلقت با آن خو گرفته استوار است. فلسفه‌ی دین بر این باور استوار است که انسان پیش از پای نهادن به دنیا جهان‌هایی دیگر را تجربه کرده است که مهم‌ترینشان عالم ذر است؛ جایی که خداوند از فرزندان آدم پیمان گرفت که به خدا، فرمان‌های او، پیام‌هایش و آن‌چه در این پیام‌ها واجب کرده است پایبند باشد، چنان که خداوند در شرح این حقیقت در کتاب خود چنین می‌گوید:

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ * أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ* وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ.

سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف – آیات 172 تا 174

و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان ها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیّت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بی خبر بودیم. یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانی پس از آنان بودیم [و راهی جز تقلید از آنان نداشتیم] آیا ما را به خاطر آنچه باطل گرایان انجام دادند، هلاک می کنی؟ و این گونه آیات را [مُستدل و منطقی] تفصیل و توضیح می دهیم [تا تدبّر کنند] و برای اینکه [از شرک به توحید] بازگردند.
روایات بسیاری نیز از اهل بیت علیهم السلام نقل شده‌اند که این حقیقت را برای ما بیان می‌کنند که انسان با ایمان به این اصول به دنیا می‌آید، اما وقتی از آغاز کودکی و رشد در معرض اندیشه‌ها و فرهنگ‌های دیگر قرار می‌گیرد، اصول و امور فطری آشنای انسان در ناخودآگاه او نهان می‌شود و به همین دلیل است که اندیشه‌ورزی و یادآوری این اصول عاملی مهم در ایمان دوباره و بازگشت به حقایق و ارزش‌های اسلام است.
اگر به آیات مربوط به درمان انحراف‌های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی توجه کنیم، می‌بینیم که قرآن فرایند تصحیح و تغییر را از تمرکز بر آن چه که آن را «معروف» می‌نامد آغاز می‌کند و تأکید دارد که ارزش‌ها، اصول اخلاقی و اندیشه‌های معروف و متعارف در میان انسان‌ها اساس حرکت اجتماعی در تحقق اهداف مادی و معرفتی هستند. خداوند متعال در قرآن کریم این‌گونه اهمیت معروف را در اصلاح و تغییر جوامع بشری گوشزد می‌کند:

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُون.

سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران – آیه 104

و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند.

كنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ ۚ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ

سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران – آیه 110

شما بهترین امتی هستید که [برای اصلاح جوامع انسانی] پدیدار شده اید، به کار شایسته و پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند و زشت بازمی دارید، و [از روی تحقیق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ایمان می آورید. و اگر اهل کتاب ایمان می آوردند قطعاً برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمن [به قرآن و پیامبرند] و بیشترشان فاسقند.

يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَٰئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ

سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران – آیه 114

[در سایه قرآن و نبوّت پیامبر] به خدا و روز قیامت ایمان می آورند و به کار شایسته و پسندیده فرمان می دهند، و از کار ناپسند و زشت بازمی دارند و در کارهای خیر می شتابند؛ و اینان از شایستگانند.

والْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَوَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

سوره‌ی مبارکه‌ی توبه – آیه 71

مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند، و نماز را برپا می کنند، و زکات می پردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت می نمایند؛ یقیناً خدا آنان را مورد رحمت قرار می دهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

الذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ

سوره‌ی مبارکه‌ی حج – آیه 41

همانان که اگر آنان را در زمین قدرت و تمکّن دهیم، نماز را برپا می دارند، و زکات می پردازند، و مردم را به کارهای پسندیده وا می دارند و از کارهای زشت بازمی دارند؛ و عاقبت همه کارها فقط در اختیار خداست.

يَا بُنَيَّ اقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکر وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

سوره‌ی مبارکه‌ی لقمان – آیه 17

پسرکم! نماز را برپا دار و مردم را به کار پسندیده وادار و از کار زشت بازدار و بر آنچه [از مشکلات و سختی ها] به تو می رسد شکیبایی کن، که اینها از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.

ولِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ

سوره‌ی مبارکه‌ی بقره – آیه 241

و [سزاوار است از سوی شوهران] به طور شایسته و متعارف، کالا و وسایل زندگی به زنان طلاق داده شده پرداخت شود که این حقّی لازم بر عهده پرهیزکاران است.

می‌بینیم که واژه‌ی «معروف» در آیات بالا در معانی گوناگون به کار رفته است. از این گذشته، بسیاری از آیات دیگر را که از این واژه استفاده کرده‌اند در این‌جا نیاورده‌ایم. بنابراین، این پرسش پیش می‌آید که معنا و مقصود از «معروف» در آیات چیست و این معنا چگونه می‌تواند نقطه‌ی آغاز تغییر و اصلاح اجتماعی و فرهنگی باشد؟ آیا همه‌ی انسان‌ها معروف را درک می‌کنند تا بتوان به آن دعوتشان کرد؟
معروف، تا حدی، همان اصولی است که فطرت انسان ــ‌صرف نظر از رنگ و جنسیت و زبان‌ــ بر آ‌ن‌ها استوار است. بنابراین، دعوت به ایمان به خدای یگانه، دعوت به ایمان به پیامبران و جانشینان آن‌ها و قوانینی که وضع کرده‌اند و دعوت به ارزش‌های اخلاقی جزئی از معروف است.
به این ترتیب، یکی از ابعاد مهم معروف برانگیختن فطرت پاک انسان‌ها و یادآوری آنچه در عالم ذر پذیرفته‌اند است. این موضوع، برای تغییر و اصلاح، بسیار مهم است، چرا که آنچه اصلاحگران برای آن می‌کوشند در واقع پاره‌ای از باورهای جامعه‌ای است که سعی در تغییر و اصلاحش دارند و، در حقیقت، آن‌ها می‌کوشند اصول فکری را به یاد مردم بیاورند و از حقایق نهان‌شده در پس غفلت و عادت‌ها و سنت‌هایی که به آن خو گرفته‌اند آگاهشان کنند.
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

فلمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ

سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف – آیه‌ی 165

پس چون پندی را که به آنان داده شد، فراموش کردند [در لحظه نزول عذاب] پند دهندگانی که مردم را از بدی ها بازمی داشتند، نجات دادیم و آنان را که ستم کردند به کیفر آنکه همواره نافرمانی می کردند، به عذابی سخت گرفتیم.

إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ

سوره‌ی مبارکه‌ی مائده ـ آیه‌ی 104

و چون به آن‌ها گفته شد بیایید از آنچه خدا فرو فرستاده و از دستور فرستاده‌اش پیروی کنید، گفتند دینی که پدرانمان بر آن بودند برای ما بس است. آیا باید از پدرانشان، حتی اگر چیزی ندانند و گمراه باشند، پیروی کنند؟

روش قرآن کریم برای اصلاح و تغییر امت از احیای ارزش‌های آشنا برای بشر آغاز می‌شود که هسته‌‌ی شناختی عقل جمعی را می‌سازند و هیچ حرکتی نمی‌تواند بدون توجه به این حقیقت، که می‌توان آن را عزیمتگاه وضع قوانین، احکام و دستورهای شرع در فلسفه‌ی اسلام دانست، به اهدافش برای اصلاحگری برسد.
برای زنده کردن جامعه و هدایتش به حقایق فطری باید به روش قرآنی پایبند باشیم و این امر بدون تدبر در آیات قرآن، پرسشگری درباره‌ی آن و جست‌وجوی راه حل مشکلات امروزی در آن ممکن نیست. همچنین، پیروی از راه پیامبر اکرم مهم‌ترین گام در تصحیح راه بشر است، چرا که سیره،‌ اوامر و نواهی آن حضرت تفسیر و تبیین اصول فطرت و ارزش‌هایی است که اگر پرده‌های غفلت و فرهنگ‌های بشری را کنار بزنند به یادشان می‌آورند.

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>