شیوه‌ی اقتدا در قرآن کریم

شیوه‌ی اقتدا در قرآن کریم

روشنگری‌ هایی در مکتب تدبر قرآن – قسمت بیست و یکم– 

خداوند کائنات را آفرید، گنجینه‌های خیر را در آن‌ها به امانت گذاشت، فطرت آن‌ها را بر شناخت و ایمان به او استوار کرد و آن‌ها را به مسیر درست و راه راست رهنمون شد. انسان با میل به پیروی و دنباله‌روی از کسانی که پیرامونش هستند و دوستشان دارد به دنیا می‌آید. دختر از همان کودکی از رفتار مادرش تقلید می‌کند و هنگام بازی با عروسکش در نقش او فرو می‌رود و پسر در بازی‌هایش از کار و حرفه‌ی پدرش ــ‌هر چه باشد‌ــ الهام می‌گیرد. این اقتدا کردن کودک تا جایی ادامه می‌یابد که شخصیتی شبیه شخصیت والدینش، چه مؤمن و چه کافر، پیدا کند؛ چنان که در حدیثی نبوی می‌خوانیم: «هر نوزاد بر فطرت [الهی] زاده می‌شود، تا آن که والدینش او را یهودی، مسیحی یا مجوس کنند.»(1)

با گسترش روابط کودک با اجتماع، تقلید هم در او شدّت می‌گیرد و کودک با همین میل بزرگ می‌شود و رشد می‌کند؛ میلی که باعث می‌شود از شخصیت کسانی که دوست دارد و می‌خواهد شبیهشان باشد الگوبرداری کند. گرچه این میل غریزی به نظر می‌رسد، جهت‌دهی به آن در اختیار خود انسان است و اوست که مسؤولیت انتخاب الگوی مناسب را بر عهده دارد.
خداوند بلندمرتبه، همان‌گونه که از نیازهای مادی انسان غافل نیست و این نیازها را به بهترین شکل ممکن برآورده می‌کند، به نیازهای معنوی و روانی انسان، از جمله میل به پیروی، هم توجه دارد و پی‌در‌پی پیامبران و رسولانی فرستاده و شرایعی نازل کرده است تا انسان را از کج‌روی باز دارند و او را به مسیر خیر و صلاح هدایت کنند. هر گاه که انسان به سبب نادانی یا شتاب‌زدگی ذاتیش در انتخاب اشتباه کند، خداوند بلندمرتبه از سر رحمت او را به سوی کسانی که شایستة پیروی و دنباله‌روی هستند راهنمایی می‌کند. پروردگار تنها به فرستادن کتاب و شریعت بسنده نمی‌کند، بل‌که آن‌ها را به واسطة افرادی از گوشت و خون به دست انسان می‌رساند؛ افرادی که دین درست را معرّفی می‌کنند و پیش از همه خود به آن سر می‌نهند تا مردم امکان‌ناپذیری اجرای دین را بهانه نکنند و نگویند که آموزه‌هایش آرمانی و برای انسان دست‌نیافتنی هستند یا این که نمی‌دانند چگونه باید آن‌ها را اجرا کنند و، به عبارت دیگر، حجتی بر خداوند بزرگ نداشته باشند.

خدای بلندمرتبه، گذشته از فرستادن پیامبران و شرایع، به انسان‌ها فرمان داده است که از پیامبران و رسولان پیروی کنند و آن‌ها را الگوی زندگی خود قرار دهند، چنان که می‌فرماید:
﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن شَيْءٍ ۖ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ﴾
«در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند برای شما سرمشق خوبی بود، آن هنگامی که به قوم خود گفتند ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم. ما به شما کافریم و میان ما و شما دشمنی و کینه‌ی همیشگی آشکار شده است تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان آورید؛ جز آن سخن ابراهیم که به پدرش گفت که برای تو آمرزش می‌خواهم و در برابر خداوند برای تو چیزی ندارم. پروردگارا، ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم و فرجام‌ کار به سوی توست.» (ممتحنه، 4)
و: ﴿لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّـهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّـهَ كَثِيرًا﴾
«براى شما در رسول خدا سرمشقى نيكوست، براى آن کس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.» (احزاب، 21)

با تدبر در این دو آیه چند نکته را درمی‌یابیم:
یک: خداوند بلندمرتبه انسان‌ها را به دنباله‌روی از سرور پیامبران و رسولانش فرا می‌خواند. این نشان می‌دهد که انسان باید در انتخاب اسوه‌ی نیکو دقت کند و آن را به هوا و هوس و اندیشه‌های سطحی نسپارد.

دو: پیامبران از خطا مبرّا و از لغزش مصون هستند، اما این به معنای فاصله داشتنشان از زندگی عملی و رفتار روزمره‌ی انسان‌ نیست. صرف شناختن پیامبران و رسولان و نیکوکاران، اگر به واقعیتی عملی در زندگی انسان بدل نشود، هیچ سودی به حال او ندارد. درست است که رسیدن به مقام نبوت ممکن نیست، اما می‌توانیم برای نزدیک کردن رفتارهایمان به رفتارهای بزرگان تلاش کنیم. این همان چیزی است که از آیه‌ی اول می‌آموزیم که ما را به پیروی از ابراهیم علیه السلام و همراهانش دعوت می‌کند؛ همراهانی که معصوم یا پیامبر نبودند، اما از مواجهه با شرایطی دشوار سربلند بیرون آمدند.
درباره‌ی آیه‌ی دوم هم چنین است؛ آیه‌ای که ما را به پیروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرا می‌خواند و در سیاق سخن از جنگ و ویژگی‌های فرمانده سپاه حق و ایمان وارد شده است. امکان‌ناپذیر بودن رسیدن به مقام انبیا مانعی برای پیروی و دنباله‌روی انسان از آن‌ها ـ‌‌ـ‌تا حد ممکن‌ــ نیست؛ به قول معروف «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر ذره‌ای بتوان چشید». امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز، پس از توصیف شیوه‌ی زندگی و زهد خویش، می‌فرماید: «…و شما هرگز چنین توانی نخواهید داشت، اما به پرهیزگاری و کوشش و پاکدامنی و استواری یاریم کنید.»(2)

سوم: پیروی با هدف انسان متناسب است. هدف انسان هر چه باشد، اسوه‌ای که انتخاب می‌کند باید با آن تناسب داشته باشد. کسی که در پی ثروت است باید از ثروتمندان پیروی کند، کسی که در پی علم است باید دنباله‌روی دانشمندان شود و کسی هم که خواهان کامیابی در دنیا و رستگاری در آخرت است باید به شخصیت‌هایی که پروردگار عالم در کتابش انسان‌ها را به پیروی از آن‌ها فرا می‌خواند، یعنی پیامبران و نیکوکاران، اقتدا کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای هر کسی که سودای رضای خدا و رستگاری اخروی را در سر داشته باشد و خدا را بسیار یاد کند اسوه است. اما، به گفته‌ی حضرت آیت الله العظمی مدرسی دام ظله در تفسیر این آیه که «براى شما در رسول خدا سرمشقى نيكوست»، آیا هر کسی می‌تواند به رسول خدا اقتدا کند؟ نه. چنین کاری از کسی ساخته است که اراده و روح خود را تقویت کند، از دنیای بی‌ارزش بگذرد و به آخرت چشم بدوزد: «براى آن کس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند». اما کسی که در پی شهوت‌های خود یا زینت دنیا باشد، قادر به دنباله‌روی از رسول خدا ــ‌که بنده‌ی مخلص خداوند بود و در رویارویی با این دنیای پست و آرایه‌هایش زهد ورزید‌ــ نخواهد بود. یکی دیگر از صفت‌های پیروان رسول خدا این است که هدف اصلی، یعنی رضای خدا، را در نظر دارند و بر آن استوار می‌مانند. وقتی انسان مقصدش را بشناسد، دیگر اهداف را هم به وضوح تشخیص خواهد داد و راهبردها و رفتارها برای او روشن خواهند شد، چرا که معیار درستی برای سنجش آن‌ها به دست می‌آورد.»(3)

چهارم: هر چه اسوه‌ی ما والاتر باشد، پیروی از هم دشوارتر است و در مسیر رسیدن به آن با انواع سختی‌ها و فشارها روبه‌رو خواهیم شد؛ سختی‌هایی که سست‌اراده‌ها را از رسیدن به مقصد باز می‌دارند. به همین دلیل، برخورداری از سلاح ایمان در این مسیر ضروری است. به گفته‌ی آیت‌ الله العظمی مدرسی: «ابراهیم و مؤمنان همراهش بهترین اسوه برای هر کسی هستند که در پی برائت حقیقی از دشمنان خدا باشد. اما در مسیر پیروی از آن‌ها با انواع چالش‌ها و دشواری‌ها روبه‌رو خواهیم شد که غلبه‌ی بر آن‌ها در گروی اراده‌ی محکم و پایمردی است. مؤمن همه‌ی این‌ها را از ایمانش به خدا و جزای او به دست می‌آورد. «آن کس كه به خدا امید دارد» یاریگری قابل اتکا و سرپرستی فریادرس دارد و در «روز بازپسین» با او دیدار خواهد کرد و از رضایت او، که برتر از جزا و ثواب است، بهره‌مند خواهد شد. «اما هر که رویگردان شود پس خداوند غنی و حمید است» و به عبارت دیگر، هر که رویگردان شود زیان می‌کند، نه خداوند بلندمرتبه.»(4)

به هدایت آن‌ها اقتدا کن
خداوند، در سیاق سخن گفتن از انبیای والامقام در سوره‌ی انعام، ما را به پیروی از نور هدایت آن‌ها و گام برداشتن در مسیرشان امر می‌کند و پس از یاد کردن از حضرت ابراهیم و فرزندش اسحاق و در ادامه یعقوب، داوود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسی، هارون، زکریا، یحیی، عیسی، الیاس، اسماعیل، الیسع، یونس و لوط ــ‌که پاک‌ترین درود خدا بر همه‌ی آن‌ها باد‌ــ و ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ﴾ «از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان» (انعام، 87)، می‌فرماید: ﴿أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ﴾ «اين‌ها كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است، پس به هدايت آن‌ها اقتدا كن. بگو من از شما هيچ مزدى بر اين نمى‏طلبم. اين [قرآن] جز تذكرى براى جهانيان نيست.» (انعام، 90)(5)

از این آیه هم چند نکته می‌آموزیم:
1. آیه به صراحت از ضرورت اقتدا به کسانی که خداوند هدایتشان کرده است سخن می‌گوید. چنین اقتدایی است که تضمینی برای رسیدن به نتایج مطلوب خواهد بود و در غیر این صورت، اقتدا فقط سبب خستگی می‌شود.
2. در مسأله‌ی اقتدا باید به رفتارهای عملی، و نه ظواهر، توجه کنیم، چرا که رفتارهای برخاسته از اراده‌ی انسان او را از دیگران متمایز می‌کنند، نه چیزهایی که دخالتی در آن‌ها نداشته است.
3. اقتدا به اولیای الهی سالم‌ترین راه رسیدن به هدف‌ است. به فرموده‌ی امام صادق علیه السلام: «هیچ راهی برای مؤمنان زیرک سالم‌تر از اقتدا نیست، چرا که اقتدا واضح‌ترین راه و درست‌ترین مقصد است. خداوند به عزیزترین آفریده‌اش، محمد صلی الله علیه و آله، می‌فرماید که « اين‌ها كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است، پس به هدايت آن‌ها اقتدا كن.» اگر دین خدا راهی مطمئن‌تر از اقتدا داشت، خداوند اولیا و پیامبرانش را به آن دعوت می‌کرد.»

پی‌نوشت‌ها
1. الكافي، چاپ دارالحديث، ج 11، ص 354.
2. نهج البلاغه، نامه‌ی حضرت به عثمان بن حنيف الانصاري.
3. من هدى القرآن، ج 7، ص 184.
4. من هدى القرآن، ج 10، ص 420.
5. تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 744.

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>