ندای حسین علیه السلام

ندای حسین علیه السلام

امت اسلامی شاهد جنگی ویرانگر علیه مذهب حق و پیروانش است؛ جنگی که نه شکلی واحد دارد و نه ماهیتی منفرد، بل‌که در قالب‌هایی گوناگون نمایان می‌شود که در پس هر یک از آن‌ها دستگاه‌های سلاطین و شیاطین در کار هستند؛ از چالش‌های امنیتی و نظامی گرفته تا چالش‌های فکری و فرهنگی و چالش‌های اخلاقی و رفتاری. اما بی‌تردید پیامبر خاتم امت خود را به حال خود رها نکرده است تا در آتش این منازعه‌ها بسوزد. پس باید ببینیم که چگونه می‌توانیم با این چالش‌ها رودررو شویم؟

چالش امنیتی
این چالش برجسته‌ترین چالش روزگار ماست و جنبش‌های وهابی که امتداد تاریخی خوارج هستند، با عنوان‌های گوناگون، هدایت آن را بر عهده دارند. امروزه می‌بینیم که این چالش همه‌ی مناطق را گرفتار خود کرده است، از بوکوحرام در نیجریه گرفته تا جبهه‌ النصره و جند الاسلام و القاعده و سلفی‌گری جهادگرا و داعش. آنچه امروزه به صورت آدم‌کشی، آواره‌سازی، به اسارت کشیدن زنان، تخریب عبادتگاه‌ها و آرامگاه‌های مقدس اولیا و انبیای الهی و دیگر جنایت‌ها می‌بینیم شاید در تاریخ جدید یا حتی در روزگار کهن نظیری نداشته باشد.

روزی نیست که شیعیان اهل بیت در عراق و سوریه و لبنان و اندونزی و یمن و پاکستان و افغانستان و مالزی شاهد قتل و آوارگی و حبس نباشند، آن هم در سرزمین‌هایی که خود را اسلامی می‌نامند. وضعیت آیت الله شیخ نمر النمر در عربستان سعودی و علامه شیخ محفوظ در بحرین و دیگر علما تنها حلقه‌ای از این زنجیر بلند است. اما این چالش فقط تهدیدی برای مؤمنان نیست، بل‌که خطری برای اسلام به شمار می‌رود. وقتی بی‌گناهان اقلیت‌هایی که سال‌ها و سال‌ها در آرامش و صلح در میان مسلمانان زندگی می‌کرده‌اند به نام «دولت اسلامی» کشته شوند، تصویر و مفهوم جدیدی از اسلام و مسلمانان در ذهنشان شکل می‌گیرد؛ تصویری هم‌تراز قتل و آدم‌کشی و بردگی.

چالش فکری و اعتقادی
شیاطین جن و انس جهان را با هیاهوی خود پر کرده‌اند تا صدای حق و حقیقت به گوش انسان نرسد. بسیاری از شبکه‌های ماهواره‌ای و روزنامه‌ها و پایگاه‌های اینترنتی نمونه‌هایی از هیاهویی هستند که دستگاه‌‌های رسانه‌ای وابسته به شیطان تولید می‌کنند. جهان به جهان شبهه‌ها بدل شده است و دشمنان ‌ــ‌چنان که امیرالمؤمنین علی (ع) پیش‌بینی کرده بود‌ــ «در برابر هر حق باطلی و در برابر هر راه راست کج‌راهه‌ای» پدید آورده‌اند. از یک سو، امواج الحاد در بعد نظری و روش‌های استدلالی پیشرفت چشم‌گیری داشته‌اند و از سوی دیگر، افراط‌گرایی دینی و تهی‌سازی دین از محتوا و مفهوم ــ‌از جمله عرفان و صوفی‌گری انحرافی‌ــ جوانان مؤمن را هدف گرفته‌اند.

در روزگار عاشورا هم جنگ رسانه‌ای کم‌خطرتر از جنگ نظامی نبود: وقتی امام حسین (ع) خطاب به دشمنان سخن می‌گفت و اندرزشان می‌داد و خداوند بلندمرتبه و جایگاه خود نز خدا را به یادشان می‌آورد، دشمنانش در اردوگاه ابن سعد هیاهو به پا می‌کردند تا کلام نورانیش به گوش سپاهیان ابن سعد نرسد و دل‌هایشان را ــ‌همانند دل حر‌ــ نرم نکند. آن‌ها فتوایی هم از شریح قاضی گرفتند، چرا که مثل ستمگران روزگار ما فقط به سرکوب هر منادی به حق و خاموش کردن هر صدای حقیقت‌گو قانع نبودند، بل‌که در پی گمراه‌ کردن جامعه بودند.

چالش اخلاقی
«آیا نمی‌بیند که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌شود؟» امام حسین (ع) امت اسلامی آن روزگار را چنین خطاب قرار داد و امروز می‌بینیم که امت اسلامی همچنان با چالشی بزرگ در این حوزه مواجه است. شیوع فساد اخلاقی و رفتاری و افزایش فساد اداری و مالی در جوامع اسلامی نشانه‌ی شومی است که از واقعیتی تلخ خبر می‌دهد؛ واقعیتی که نتیجه‌ی دور شدن این جوامع از ارزش‌های آسمانی است.

امام حسین در مواجهه با چالش‌ها
با وجود همه‌ی چالش‌های پیش روی امت و پیروان مذهب حق، جنبش سیدالشهدا علیه السلام مسیری روشن برای رویارویی با این چالش‌ها در تمام اعصار پیش روی ما می‌گذارد. اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، می‌بینیم که چالش‌های امنیتی کم‌تر از روزگار ما نبوده‌اند، اما روحیه‌ی شهادت‌طلبی که از امام حسین علیه السلام به پیروانش رسیده است، باعث برتری آن‌ها در چالش‌ها و رویارویی‌ها شده است. امام حسین علیه السلام بود که فرمود: «مرگ‌ گردنگیر فرزندان‌ آدم‌ است، چونان‌ گردنبندی بر گردن‌ دختر جوان، و من در اشتیاق‌ دیدار گذشتگان خود هستم‌، چونان اشتیاقی‌ که‌ یعقوب‌ به‌ دیدار یوسف‌ داشت‌. و شهادتگاهی برای من برگزیده شده است که به سوی آن روانم. گویا می‌بینم‌ که‌ بندبند تنم را گرگان‌ بیابان‌ میان‌ نَواویس‌ و کربلا از هم‌ می‌گسلند و شکم‌های‌ گرسنه‌ی‌ خود را از من سیر می‌کنند و انبان‌های‌ تهی‌ خود را از من پُر. فرارگاهی‌ نیست‌ از روزی که‌ قلم‌ تقدیر نوشته‌ است‌. رضای‌ خدا رضای‌ ما اهل ‌بیت‌ است‌. بر بلاهای‌ او شکیبایی‌ می‌کنیم و او پاداش شکیبایان‌ را به‌ ما می‌دهد.»

برای مثال، اگر به شعارهای مدافعان مؤمنان حرم‌های الهی سامرا و زینبیه بنگریم، می‌بینیم که از واقعه‌ی کربلا، دلاوری عباس، ازخودگذشتگی اکبر، و شهادت حسین بن علی که درود و سلام الهی بر آن‌ها باد الهام گرفته‌اند. امام حسین درباره‌ی چالش‌های فکری هم خطی مشخص و متمایز میان حق و باطل کشید و از جان خود گذشت تا تفاوت پاکیزگی و آلودگی و میان تاریکی و روشنایی را نشان دهد و از خلال واقعه‌ی عاشورا راه درست را از کجراهه بازشناساند.

لازم نیست پیروی کربلا و فرهنگ کربلا باشیم تا آن را بر حق بدانیم، چرا که حق حول وجود حسین علیه السلام می‌گردد و تأکید امامان بر زنده نگه داشتن عاشورا و زیارت امام حسین علیه السلام و تشویق مردم به این قضیه شاهدی بر این مدعاست.

همراه شدن با ستمگر و رها کردن ستمدیده در عذاب زندان‌ از اسلام نیست؛ دست کشیدن از جهاد در راه خدا ــ‌در همه‌ی سطوح‌ــ از اسلام نیست؛ ترک امر به معروف و نهی از منکر از اسلام نیست؛ خانه‌نشینی و رهبانیت ــ‌با هر نامی‌ــ از اسلام نیست؛ اسلام همان‌ چیزی است که در این شعار سیدالشهدا (ع) تجلی می‌یابد: «انسان جز به قدر کوشش خود چیزی ندارد و نتیجه‌ی کوشش خود را خواهد دید.»

امام حسین (ع) پیشگام مبارزه با انحراف در دین جدش رسول خدا (ص) بود و وجوب این مبارزه را با این روایت به نقل از پیامبر اکرم (ص) اعلام کرد: «هر که حاکم ستمگری ببیند که حرام خدا را حلال می‌شمارد، پیمان خدا را می‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می‌ورزد و با بندگان خدا به گناه و تعدی رفتار می‌کند، اما نه به کردار و نه به گفتار مخالفت نکند، بر خدا شایسته است که مانند همان ستمگر با او رفتار کند.»

همچنین امام علیه السلام در یکی از خطبه‌های مبارکش توضیح داد که دست روی دست نمی‌گذارد تا کسی دیگر این وظیفه را اجرا کند: «می‌دانید که این قوم به طاعت شیطان کمر بسته‌اند و از پیروی خداوند رخ بر تافته‌اند و آشکارا فساد کرده‌اند و حدود را بر زمین نهاده‌اند و در فیء تصرف کرده‌اند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام خوانده‌اند. و من از دیگران [بر این امر] سزاوارترم.»

درباره‌ی چالش اخلاقی هم اگر از واقعه‌ی کربلا و رویدادهای حماسی و قهرمانانه‌اش درس بگیریم، آیا چیزی از ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی در معرض خطر باقی خواهد ماند؟ آیا پسری که در زندگیش از قاسم بن الحسن پیروی کند و دختری که با سیره‌ی زنان پاک خاندان پیامبر، و در رأس آن‌ها زینب کبری علیها السلام، آشنا باشد، هرگز به بیراهه خواهد رفت؟

فراموش نمی‌کنم بانویی مسیحی را که در یکی از کشورهای غربی، پس از شنیدن داستان زینب حورا که سلام خدا بر او باد، به حجاب روی آورد. او دین خود را تغییر نداد، اما وقتی داستان کربلا پیش دیدگانش تجلی کرد، حجاب را برگزید.

جان کلام این که امام حسین علیه السلام کشتی نجات این امت است و قضیه‌ی او ریسمان محکمی که هر که به آن چنگ زند رستگار می‌شود و هر که رهایش کند به هلاکت می‌افتد.

منبع: گاهنامه کتاب هدایت/شماره ۳

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>