معانی نمادین شعایر حسینی

معانی نمادین شعایر حسینی

«حالا دیگر همه‌ی دسته‌های عزاداری ــ‌که شمارشان به 22 دسته می‌رسید‌ــ درون دیوارهای شهر قدیمی بودند. طبل‌ها از نو به صدا درآمدند. مردم پیوسته فریاد می‌زدند: یا حسین، یا حسین… و محکم به سینه می‌زدند. سنج‌های مسی با بلندترین صدای ممکن کوبیده می‌شدند و هر گوشه که مجالی بود خطبای محمدی ماجرای اندوهبار مرگ شهدا را روایت می‌کردند. حرکت کردن جز به همراه جمعیت ممکن نبود، چون پهنای خیابان‌ها به بیست پا هم نمی‌رسد. صدای طبل‌ها و فریادهای یا حسین یا حسین همچنان تکرار می‌شد.»

این بریده‌ای از داستان «روی دیوارهای شهر» است که بیش از صد سال پیش، در سال 1888 میلادی، نوشته شده است و ماجراهایش در شهر لاهور پاکستان اتفاق می‌افتند. روشن و آشکار است که رویدادی که در این‌جا وصف شده مراسم عاشورای حسینی است، اما نکته‌ی مهم این است که نویسنده‌ی داستان از فرهنگ اسلامی دور بوده است. او نه هندی است، نه عرب، و نه حتی شیعه. نویسنده‌ی این سطور رودیارد کیپلینگ است؛ شاعر و داستان‌نویس بریتانیایی و برنده‌ی نوبل ادبیات سال 1907. او در دوران سلطه‌ی بریتانیا بر هند در بسیاری از مراسم عاشورایی حضور داشت و در روزنامه‌ها و مجله‌ها و بعدتر در داستان «روی دیوارهای شهر» ــ‌که از مشاهدات او در این مراسم بهره برده است‌ــ درباره‌ی آن‌ها نوشت.

شعایر حسینی و قیام امام حسین علیه السلام از قدیم موضوع مطالعات علمی بسیاری از محققان و پژوهشگران بوده است؛ محققانی که این ماجرا را شایسته‌ی بررسی و واکاوی می‌دانستند و در جست‌وجوی معنا و دلالت و اسباب آن کارشان را از توصیف نمودهای ظاهری آغاز کردند و بعد به عمق معانی نمایان در این شعایر پرداختند. کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری وجود دارند که گرچه محصول کار اندیشمندان و پژوهشگران دور از اسلام و تشیع هستند، به زبان کسانی که این ماجرا را درک کرده‌اند و با نمودهایش زیسته‌اند و ژرفای معانی آن را کاویده‌اند سخن می‌گویند.

این موضوع عجیب نیست، چون قیام امام حسین علیه السلام در انحصار یک گروه یا فرقه نیست، بل‌که انقلابی جهانی است که از شهر کربلا آغاز شده، در طول خط زمان و مکان امتداد یافته و در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی و رویدادهای نو نقشی بزرگ و اثرگذار بازی کرده است. شعایر عاشورا حاکمان ستمگر را نگران می‌کردند. برای مثال، به نوشته‌ی دیوید پینو، استادیار دانشکدة مطالعات دینی دانشگاه سانتا کلارای کالیفرنیا در کتاب شیعه، «مجله‌ها و روزنامه‌های بریتانیایی هشدار عمومی می‌دادند و زنگ‌های اخطار هر سال در شب عاشورا به صدا درمی‌آمدند، چون انتظار می‌رفت که تدابیر امنیتی بریتانیایی‌ها با مشکلاتی روبه‌رو شوند.»

اربعین شکوهمند و بانگ بلند
نخستین زیارت اربعین پس از سقوط نظام سابق در عراق جهان را شگفت‌زده کرد. تصاویر تلویزیونی خیل زائرانی که به سوی کربلا روانه شده بودند میلیون‌ها چشم را در سراسر دنیا خیره کردند و این حرکت مقدس میلیونی به سوی تربت امام حسین علیه السلام پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری به وجود آورد.

میان جهان شرقی و غربی تفاوت بسیار است. در حالی که گروهی به هر مناسبت از کفر شیعه می‌گفتند و باورهایش را می‌نکوهیدند، مجموعه‌ی بزرگی از پژوهش‌ها و مطالعاتی منتشر شدند که به دنبال تحلیل و بررسی وضع شیعیان و مخصوصاً معانی آن زیارت عظیم و شعایر حسینی همراهش بودند. همین کتاب‌ها و پژوهش‌ها زمینه‌ساز روی آوردن بسیاری از افراد به اسلام محمدی اصیل شدند و همین تجربه موجب شد که بسیاری از شبکه‌های عربی در سال‌های بعدی پوشش مراسم اربعین را در دستور کارشان قرار دهند.

ولی نصر، استاد سیاست‌ خاورمیانه و جنوب آسیا در مرکز مطالعات بین‌المللی پیشرفتة آکادمی نیروی دریایی آمریکا، در کتاب نوزاییِ شیعه می‌نویسد که «در آن اربعینی که فردای یک روز مشهور دیگر ــ‌روزی که تفنگداران دریایی آمریکا در میان شادی عراقی‌ها مجسمه‌ی توخالی صدام‌ حسین را در میدان فردوس بغداد پایین کشیدند‌ــ‌ از راه رسید، اتفاقاً در حومه‌ی لاهور بودم… تلویزیون روی شبکه‌ی سی‌ان‌ان بود و همه اخبار رسیده از عراق را دنبال می‌کردند. بعد، تلویزیون تصاویری از جوانان شیعه را نشان داد که به‌هم‌فشرده و پهلو به پهلو در سایه‌ ی گنبد طلایی مرقد امام حسین علیه السلام در کربلا ایستاده بودند. همه پیراهن‌های سیاه به تن داشتند و سربندهایی سبزرنگ بسته بودند. به عربی برای امام محبوبشان مرثیه می‌خواندند و دست‌هایشان را چنان به سمت آسمان بالا می‌بردند که گویی در نیایش هستند و بعد هماهنگ و همنوا آن‌ها را پایین می‌آوردند و در حرکتی موزون و مکرر که اندوه و همدلی در آن هویدا بود به سینه می‌کوبیدند… تصاویر کششی مغناطیس‌مانند داشتند. آن روز شیعیان در کوچه‌ها و خیابان‌ها بودند و عقیده و هویتشان را به نمایش گذاشته بودند تا همه آن‌ها را ببینند. ما به صفحه‌های تلویزیون خیره مانده بودیم…»

ولی نصر یکی از دلایل روی آوردنش به مطالعه‌ی شیعه و نگارش کتاب نوزایی شیعه را همان صحنه‌هایی که آن روز دید می‌داند؛ هنگامی که حیرت‌زده سیل مقدس شیعیانی را که به سوی کربلا می‌رفتند تماشا می‌کرد: «به محض آن که نظام صدام حسین سرنگون شد، ده‌ها هزار ایرانی که بسیاری از آن‌ها زنان فقیر و پیری بود که جز چادر سیاهی که سرها و بدن‌هایشان را می‌پوشاند و کمی غذا در دست‌هایشان چیزی نداشتند از مرز ایران و عراق گذشتند، میدان‌های مین را پشت سر گذاشتند و به سوی مناطق بیابانی جنوب عراق روانه شدند تا مرقد امام حسین را در کربلا زیارت کنند؛ مرقدی که صدام زائران ایرانی را سال‌های سال از زیارتش بازداشته بود.»

جهانی بودن عاشورا
آن اربعین نقطه‌ی آغاز زنجیره‌ای از پژوهش‌های ولی نصر بود. او دریافت که مراسم عاشورایی مختص مردم عراق نیستند و در سراسر کره‌ی زمین رواج دارند: «همین مراسم، البته با رنگ و بویی محلی، در همان روز ــ‌عاشورا‌ــ در شهر لکهنوی هند، در تهران، پایتخت ایران، در کربلای عراق، در جزیره‌ی بحرین در خلیج فارس، و در شهر نبطیه در جنوب لبنان هم برگزار می‌شود. عاشورا یکی از نمودهای عملی دین‌داری است.»

او در ادامه بعضی از مشاهداتش در لاهور پاکستان را وصع می‌کند: «در کوچه‌های تنگ شهر قدیمی لاهور گروهی از زنان، در فضایی انتظارآمیز، گریه می‌کنند و از آن سوی پیچ کوچه صداهای همنوا و بلند نوحه‌خوانی به گوش می‌رسد. چند لحظه بعد، بیننده خیل جمعیت دسته‌ی عزاداری را می‌بیند؛ صف‌ طولانی مردانی که سراپا سیاه پوشیده‌اند و در ردیف‌های چهار نفره شانه به شانه حرکت می‌کنند… جلوی همه پیرمردی ریش‌سفید حرکت می‌کند و دیگران در پی او با دو دست به سینه می‌زنند و یک‌صدا یا حسین می‌گویند… دسته به حرکتش ادامه می‌دهد، اما طنین فریادها و ضربه‌ها همچنان از آن سوی دیوارهای کهنه‌ی شهر قدیمی به گوش می‌رسند.» در هند هم «در قرن هجدهم، فیلی پیشاپیش دسته‌های عاشورایی سلطنتی لکنهو حرکت می‌کرد و جمعیت مجسمه‌های عظیمی را که نماد مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعه در هند و عراق بودند ساعت‌ها روی دوش می‌برد. این مجسمه‌ها امروز هم جایگاه مهمی در مراسم عاشورایی لکنهو دارند.»

تشیع، اسلام متمایز
ولی نصر در کتابش به توصیف چشم‌اندازها و نمادها بسنده نمی‌کند، بل‌که عمیق‌تر می‌نگرد و می‌کوشد ابعاد مختلف این موضوع را بفهمد. او شیفتگیش را نسبت به اسلام شیعی پنهان نمی‌کند: «در دهمین روز از ماه محرم هر سال، شیعیان چهره‌ای متمایز از اسلام به نمایش می‌گذارند؛ چهره‌ای که ارزش‌های معنوی را به واسطه‌ی تراکنش‌های آگاهانه و آیین‌ها و نه به واسطه‌ی مناسک و عبادات آشنای آمیخته با زندگی مسلمانان به نمایش می‌‌گذارد… شیعیان، به صورت انفرادی و جمعی، نمایشی شکوهمند از مذهب و هویتشان برگزار می‌کنند…» او از عمق اثرگذاری این شعایر بر گروه‌های مختلف مردم می‌گوید: «گمان نمی‌کنم کسی که شاهد مراسم بزرگداشت عاشورا باشد از نمایش دلبستگی شیعیان به باورهایشان تأثیر نپذیرد و ماهیت یگانه‌ی اسلام شیعی از نگاهش پنهان بماند.» ولی نصر در جایی دیگر از کتاب نوزایی شیعه می‌نویسد: «تردیدی نیست که مناظر و صداهای عاشورا پیش از دل‌ها مغزها را شیفته می‌کند، چرا که این مراسم سرشار از نمادگرایی و احساسات سرکش است… این مراسم شیعیان را باز می‌شناساند و پیوندشان را با باورها و محیطشان احیا می‌کند.»

نمادگرایی شعایر و عمق معانی
نمادهای بسیاری در دسته‌های حسینی به چشم می‌خورند. تنوع نمادهای عاشورا، از علم و کتل گرفته تا اسب سفید و مشک آب، ولی نصر را تشویق کرد تا با جست‌وجوی دلالت‌های این نمادها برای فهم ابعاد نهفته در پس آن‌ها بکوشد. برای مثال، دست فلزی معروف به کف العباس انگیزه‌ای می‌شود تا ولی نصر سرنوشت صاحب این دست را بازگو کند: «پیشاپیش هر دسته گروهی از جوانان حرکت می‌کنند که میله‌های فلزی بلندی با نوارهای پارچه‌ای و باریک سرخ و سبز و سفید به دست دارند؛ نوارهایی که با وزش نسیم این سو و آن سو می‌روند. بالای یک پرچم سیاه سه‌گوش نماد دستی باز با نقش و نگارهای ظریف دیده می‌شود… که نماد دست عباس بن علی، برادر حسین، است؛ کسی که روز عاشورا هنگامی که می‌کوشید پیش از شهادتش از رود فرات آب بیاورد دو دستش را قطع کردند. این دست باز و پرچم سیاه نشانه‌ی متمایزی است که از هند تا خاورمیانه بر سردر خانه‌های شیعیان، مساجدشان و دسته‌های عزاداری دیده می‌شود.» منظره‌ی دیگری که نویسنده آن را وصف می‌کند توزیع آب در خیابان‌ها و حسینیه‌ها در ایام عاشوراست: «دختران و پسران به جمعیت حاضر آب تعارف می‌کنند و هر که آب می‌نوشد به حسین شهید درود می‌فرستد.» ولی نصر از این نماد بهره می‌گیرد تا تشنه کشته شدن امام حسین در سرزمین کربلا را یادآوری کند.

او به واکاوی نمادهای دسته‌های عزاداری ادامه می‌دهد و درباره‌ی نماد اسب سفید چنین می‌نویسد: «…اسب سفید بی‌سوار پیش می‌رود، در حالی که زینی مجلل بر پشت دارد و سرش را با پرهای سفید آراسته‌اند. اسب همه‌ی توجه‌ها را به خود جلب می‌کند و زین خالی او صاحب برزمین‌افتاده‌اش را به یاد جمعیت می‌آورد… در پی اسب، چند زن که سرهایشان را با شال‌هایشان پوشانده‌اند حرکت می‌کنند و یا حسین گویان به سینه می‌کوبند…»

کربلا و عمق شیعی
محققان غربی دریافته‌اند که شعایر و نمادهای حسینی شیعیان تنها نمودهایی از اندیشه‌ای ژرف و برگرفته از قیام امام حسین علیه السلام هستند؛ قیامی که رویدادی برجسته در تاریخ اسلام است. کمرن اسکات، استادیار دانشگاه تگزاس، در کتاب شهدای کربلا می‌نویسد: «شهادت حسین از نگاه شیعیان یک رویداد تاریخی غیرعادی است؛ رویدادی که همزمان هم نقطه‌ی عطف تاریخ است و هم تجلی تاریخی حقیقت ــ‌‌یعنی از حوزه‌ی وقایع‌نگاری تاریخی فراتر می‌رود.»

فرانسوا تویال، مدیر پژوهشی مدرسه‌ی عالی جنگ نیروهای زمینی، هوایی و دریایی فرانسه، مشاور رئیس مجلس سنای این کشور و متخصص مطالعات راهبردی، در کتاب شیعه در جهان شرح می‌دهد که مفاهیم شهادت و عدالت نزد شیعیان واضح و نمایان هستند و می‌نویسد که «اهمیت قربانگاه کربلا با رویدادهایش قابل مقایسه نیست: جنگی کوچک و یک روزه میان دو لشکر که فقط چند ده کشته داشت، اما کشته شدن حسین، نوه‌ی پیامبر، جایگاهی نمادین یافت و شعاری در اسلام شد که بن‌مایه‌ی آن نبرد برای خیر و حق و شهادت‌طلبی ضروری برای همه‌ی مبارزان راه عدالت است. چنین بود که در نسل‌های پی‌در‌پی شیعیان پیوندی میان شهادت‌طلبی و حقیقت و میان رنج و عدالت برقرار کردند.»

شیعیان از قیام امام حسین علیه السلام آموخته‌اند که باطل را، به هر شکلی که هست، پس بزنند و به هر بهایی با آن مقابله کنند. به گفته‌ی عظیم نانجی، استاد مطالعات اسلامی و مدیر پژوهشکدة مطالعات اسلامی لندن، در کتاب امام حسین، در نقش اسوه: «از نگاه شیعه، کربلا نماد مصیبت و اندوه است، اما تجلی تن ندادن به رنگ باختن سلطه‌ی بر حق اسلام در برابر ملاحظات عمل‌گرایانه و آمادگی برای به چالش کشیدن حکومت نامشروع ــ‌نه فقط حکومت خلفا، بل‌که هر حکومتی که حاکمش شایسته نباشد‌ــ‌ نیز هست.»

ولی نصر در توضیح جایگاه امام حسین علیه السلام نزد شیعیان و این که چگونه او در ابعاد گوناگون اسوه‌ی آن‌ها شده است چنین می‌نویسد: «حسین برای شیعه فقط نمادی برای حق مطالبه‌ی رهبری جهان اسلام نشد، بل‌که نمونه‌ای زنده از دلاوری و شجاعت در قیام برای هدفی والا، یعنی هدف ایستادگی در برابر طاغوت، شد.» همچنین، «نزد اهل سنت، کربلا فقط تاریخ است، گرچه فصلی تاریک از فصل‌هایش به شمار می‌آید. اما نزد شیعیان کربلا نقطه‌ی آغاز است، بذری ماندگار است که ایمان از آن متولد می‌شود. کربلا چکیده‌ی اسوه‌های برتر شیعه است؛ پذیرش مخلصانه‌ی امامان به عنوان اصلی از اصو دین و پایبندی به احقاق حق در مواجهه با ستم و خودکامگی.»

منبع: گاهنامه کتاب هدایت/شماره ۳

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>