قرآن و اهل بیت علیهم السلام در کربلا

قرآن و اهل بیت علیهم السلام در کربلا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از رحلتش فرمود که:
«من در میان شما دو امانت گرانبها می‌گذارم: ثقل اکبر و ثقل اصغر. اگر به آن‌ها تمسک کنید گمراه نخواهید شد و دگرگون نخواهید شد. من از خداوند لطیف و دانا خواستم که این دو تا هنگام ورودشان بر من در کنار حوض [کوثر] از هم جدا نشوند و خواسته‌ام مستجاب شد. گفتند که ثقل اکبر چیست و ثقل اصغر کدام است؟ فرمود که ثقل اکبر کتاب خداست؛ ریسمانی که یک سرش در دست خداست و سر دیگرش در دستان شما. و ثقل اصغر عترت و خاندان من هستند…». (۱)
این کلام رسول خدا پیامی از جانب خداوند درباره‌ی همراهی کتاب و عترت و جدا نشدن آن‌ها تا روز قیامت و بنابراین ضرورت تمسک جستن به هر دوی آن‌ها به منظور مصونیت از گمراهی است.

گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله راست است و همراهی کاملی میان این دو امانت گرانبها وجود دارد و هیچ‌کس نتوانسته حتی به اندازه‌ی مویی باریک میانشان فاصله اندازد. زندگی امامان معصوم علیهم السلام بازنمایی کامل آیات قرآن کریم در عرصه‌های مختلف، تجلی ارزش‌هایی که قرآن ما را به آن‌ها فرا می‌خواند و تجسم سنت‌هایی است که خداوند در کتابش تبیین فرموده و انسان‌ها را به پیروی از آن‌ها فرمان داده است. تا آن‌جا که امامان از اطرافیان خود می‌خواستند که مبنای قرآنی هر کلامی را که به زبان می‌آورند از آن‌ها بپرسند تا دلیل روشنی باشد که ذره‌ای از ثقل اکبر فاصله نگرفته‌اند.

در مقابل، آیات قرآن هم مردمان را به سرمشق گرفتن از خاندان پاک پیامبر و پذیرش رهبری و پیشوایی آن‌ها در همه‌ی عرصه‌ها فرا می‌خوانند؛ چه در آیات صریحی مثل:
«ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند، همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند» (مائده، ۵۵)،
که به اجماع مفسران هنگامی نازل شد که امیرمؤمنان علی انگشترش را به هنگام نماز صدقه داد؛ حادثه‌ای که درباره‌ی همه‌ی امامان تکرار شد تا آیه شامل حال همه‌ی آنان باشد‌ – و چه در آیاتی که از ضرورت پیروی از رهبران الهی و ویژگی‌های این رهبران سخن می‌گویند؛ ویژگی‌هایی که ائمه (ثقل اصغر) تجلی تام و آشکار آن‌ها بودند.

با مطالعه‌ی دقیق‌تر زندگی امامان معصوم معنای سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را بهتر درک می‌کنیم؛ سخنی که فقط فرمانی درباره‌ی ضرورت پیروی همزمان از دو امانت گرانبها نبود، بل‌که حقیقت واقعی همراهی و جدا نشدن این دو نور را که از منبعی واحد سرچشمه می‌گیرند بیان می‌کرد. در واقع، با بررسی سیره‌ی همه‌ی امامان به سازگاری کامل آیات قرآنی و گفتار و کردار امامان پی می‌بریم.

برای مثال، زندگی امام حسین علیه السلام تجلی واقعی آیات قرآن بود؛ او قرآن ناطقی بود که مانند جدش رسول خدا از قرآن صامت سخن می‌گفت:
«قرآن سخن نمی‌گوید و نخواهد گفت، اما رسول خدا صلی الله علیه و آله ناطق به قرآن است». (۲)
میان آیات قرآن و سیره‌ی امام حسین علیه السلام نیز همخوانی و همنوایی وجود دارد.

از یک سو، جنبش امام حسین مشروعیتش را از قرآن کریم و آیات مبارک دعوت‌کننده به امر به معروف و نهی از منکر، مثل:
«و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند» (آل عمران، ۱۰۴)،
و آیات امرکننده به جهاد و اشتیاق مؤمنان به آن، مثل:
«و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد کردند و كسانى كه [مهاجران را] پناه دادند و يارى كردند، آنان همان مؤمنان واقعى‏اند؛ براى آنان بخشايش و روزى شايسته‏اى خواهد بود» (انفال، 7۴)،

و آیاتی که از ضرورت اصلاح جامعه در صورت گرایش یافتنش به انحراف و فساد سخن می‌گویند، مثل آیه‌ای که درباره‌ی حضرت شعیب علیه السلام می‌گوید که:
«گفت اى قوم من، بينديشيد اگر از جانب پروردگارم دليل روشنى داشته باشم و او از سوى خود روزى نيكويى به من داده باشد [آيا باز هم از پرستش او دست برمی‌دارم؟] من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت كنم [و خود مرتكب آن شوم] من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آن‌جا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست. بر او توكل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم» (هود، 88)،

و بسیاری از آیات دیگر قرآن که ما را به برپایی نماز، احیای دین، پذیرش مسؤولیت شرعی در قبال دین، مبارزه با ظلم و تاریکی و غیره فرا می‌خوانند، گرفته است. همه‌ی این آیات مبنای مشروعیت جنبش امام حسین علیه السلام بودند؛ جنبشی که خود امام در سخنانی مشهور ریشه‌هایش را چنین بیان می‌کند:
«همانا که من نه از سر سرکشی و بیهودگی برخاسته‌ام و نه برای فساد و ستمکاری. من برای طلب اصلاح امت جدم برخاسته‌ام. می‌خواهم که امر به معروف و نهی از منکر کنم و در مسیر جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب علیه السلام گام بردارم». (۳)

وقتی هفتصد نفر، که صد تن از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در میانشان بودند، در منا پیرامون امام گرد آمدند، امام برای آن‌ها سخن گفت و هر چه را که در قرآن آمده بود برای آن‌ها خواند و تفسیر کرد. (۴)

از سوی دیگر، جنبش و قیام امام حسین علیه السلام برای احیای مرجعیت و وجهه‌ی قرآن در میان مسلمانان بود. حاکمان ظالم جایگاه وحی و متون الهی را بازیچه‌ی هوا و هوس خود کرده بودند و امام حسین علیه السلام مردم را به بازگشت به ثقلین فرا خواند. یک بار، وقتی امام حسین علیه السلام خطبه می‌خواند، کسی پرسید: این کیست که خطبه می‌خواند؟
امام در پاسخ فرمود:
«ما حزب‌ پیروز خدا و عترت نزدیک و خاندان پاک رسول خدا هستیم؛ یکی از امانت‌هایی که پیامبر صلی الله علیه و آله. امانت دیگر هم کتاب خداوند متعال است که شرح همه‌چیز در آن آمده است و باطل از هیچ سو در آن راهی ندارد…». (۵)

به طور کلی، همه‌ی حرکات و سکنات و سخنان امام در راستای قرآن کریم و پیاده‌سازی فرمان‌ها و بیان حکمت‌ها و احکامش بودند. نامه‌ی امام به علما، خطبه‌ی او قبل از خروج، خطبه‌اش در راه کربلا و سخنانش در کربلا همگی برگرفته از قرآن کریم و توضیح‌دهنده‌ی آن بودند. شخصیت امام حسین علیه السلام با قرآن کریم تنیده شده بود. او، با بیان ثواب خواندن قرآن، مؤمنان را به تلاوت کتاب خدا دعوت و تشویق می‌کرد و از او روایت کرده‌اند که:
«هر کس در نمازش آیه‌ای از قرآن بخواند، خدا به ازای هر حرف صد حسنه برایش می‌نویسد. و اگر آن را در غیر از نماز تلاوت کند، به ازای هر حرف ده حسنه برایش می‌نویسد…». (۶)

همچنین خود امام هم بسیار قرآن می‌خواند، تا جایی که از سپاه دشمن خواست شب دهم محرم را به او مهلت دهند تا عبادت کند و قرآن بخواند، چنان که به برادرش ابوالفضل عباس (ع) فرمود:
«به سوی آن‌ها بازگرد و اگر توانستی تا فردا به تأخیرشان بینداز تا امشب در درگاه خدا نماز بخوانیم و دعا کنیم و بخشش خواهیم، که خود خدا می‌داند چقدر نماز خواندن برای او، تلاوت کتابش و فزونی دعا و استغفار را دوست می‌دارم». (۷)

به نظر می‌رسد که این انس و همراهی میان امام حسین علیه السلام و قرآن کریم یکی از اسباب تلاوت آیات قرآن توسط رأس شریف ایشان پس از شهادت باشد، تا آن‌جا که گروهی گفته‌اند که رأس امام حسین علیه السلام در بیش از سی نقطه قرآن تلاوت کرد.
جان کلام این که قرآن کریم تمام زندگی امام حسین علیه السلام بود و ایشان، به فرموده‌ی امام منتظر عجل الله تعالی فرجه، در زیارت ناحیه سند قرآن کریم بود:
«فرزند رسول خدا بودی و سند قرآن». (۸)

بنابراین، پیروی از قرآن کریم مستلزم همراهی با سیدالشهدا علیه السلام و همراهی با امام حسین در گروی پیروی از قرآن کریم است.

منبع: گاهنامه کتاب هدایت/شماره ۳

پی‌نوشت‌ها:
1- بصائر الدرجات، ج 1، ص ۴۱۴
2- البضاعه المزجاه، ج 1، ص ۴۸۹
3- بحار الانوار، ج ۴۴، ص 330
۴- موسوعه كلمات الامام الحسين، ص 331
۵- موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ۲۹۵
۶- موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ۶۶۳
7- منتخب موسوعه الامام الحسين، ص ۴۲۲
8- بحار الانوار، ج 98 ، ص 239

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>