از بندگان خدا باشیم

از بندگان خدا باشیم

روشنگری‌ هایی در مکتب تدبر قرآن – قسمت هجدهم – 

برای عضویت در هر گروهی باید شروط لازم آن را بپذیریم، مثلاً برای عضویت در هر حزب باید به مقرراتش پایبند باشیم و پیش‌شرط‌های عضویت هم فراهم باشند. اما شرایط عضویت در برترین و بهترین گروه‌ها، یعنی گروه بندگان خدا، چیست؟ از آن‌جا که قرآن کتابی است که ما را به سوی خداوند راهنمایی و هدایت می‌کند، شروط عضویت در این گروه مبارک و ویژگی‌های اعضای آن را شرح داده است. هر که بخواهد به این گروه بپیوندد، باید این شروط را به دقت مطالعه و اجرا کند. اما پیش از هر چیز باید معنای عبادت را، که ویژگی اصلی بندگان خداست که با عبودیت و عبادت به این مقام رسیده‌اند، بدانیم. عبادت چیست؟

عبادت از ایمان خالصانه به خدای بلندمرتبه، خضوع کامل در برابر او و پیش‌آمادگی روحی برای اجرای فرمان‌ها و رویگردانی از نهی‌هایش سرچشمه می‌گیرد. بنابراین، عبادت پیش از آن که در حرکات ظاهری انسان نمایان شود، احساسی درونی و نیتی قلبی است. در عین حال، عبادت خداوند تنها به معنی تسلیم روانی به او نیست، بل‌که حقیقت این تسلیم باید در عمل به شکل کفر به طاغوت، سرپیچی از هر حاکم ظالمی که قدرت را در نقش ابزاری برای سیطره و سرکوب به کار گیرد و، در نهایت، مخالفت با هر حکم غیرشرعی پدیدار شود.

پیامبران الهی در پی تغییر نظام سیاسی جامعه، از نظام مشرکانه‌ی مبتنی بر رابطه‌ی حاکم و محکوم به نظام توحیدی مبتنی بر انکار هر حاکمیتی جز حاکمیت خداوند، بوده‌اند و چنین است که خداوند در سوره‌ی اعراف می‌فرماید: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾ «نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس گفت اى قوم من، خدا را بپرستيد كه براى شما معبودى جز او نيست؛ من از عذاب روزى سترگ بر شما بيمناكم.» (اعراف، 59) به همین ترتیب، آیه‌های 65، 73 و 85 همین سوره و آیه‌های 50، 61 و 84 سوره‌ی هود هم از رسالت الهی سخن می‌گویند و پیش از هر چیز، بر ضرورت پس زدن هر خدایی جز خداوند بزرگ، یا به عبارت دیگر انکار حاکمیت‌های بشری و تسلیم به حاکمیت خداوند و عبادت او، تأکید می‌کنند. بنابراین، عبادت یعنی اطاعت کامل از فرمان‌های خدا در همه‌ی سطوح، از سطح شخصی ‌ــ‌پایبندی به انجام واجبات و مستحبات‌ــ گرفته تا بعد اجتماعی، یعنی انکار همه‌ی مظاهر شرک به خدا، چه در نهان و چه آشکارا. عبادتی که فقط زبانی باشد، بنا به نص قرآن، ناپسند است، چنان که خداوند درباره‌ی کسانی که خدا را تنها به زبان عبادت می‌کنند می‌فرماید: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّـهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ﴾ «و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال [و بدون عمل] مى‏پرستد، پس اگر خيرى به او برسد، بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد، روى برتابد. [او] در دنيا و آخرت زيان ديده است؛ اين است همان زيان آشكار.» (حج، 11)

یکی از مهم‌ترین فواید بندگی خدا و ارتباط با او مصون شدن انسان از گرفتاری در بندهای شیطان است. عبادت خداوند موجب هدایت فکر، تقویت اراده و فریادرسی در بلاها می‌شود و کسانی که به خدا کفر می‌ورزند و به ریسمان او چنگ نمی‌زنند، شیطان آن‌ها را با غرورش گمراه می‌کند و با سپاهش به وحشت می‌اندازد و در اموال و فرزندانشان با آن‌ها شریک می‌شود، چنان که به فرموده‌ی خدا ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلًا﴾ «تو را بر بندگان من تسلطى نيست و حمايتگرى [چون] پروردگارت بس است.» (اسرا، 65) البته که مؤمن باید بر عبادت خدا مداومت داشته باشد ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾ «و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن.» (حجر، 99) که برای عبادت خداوند، جز مرگ، پایانی نیست.

ویژگی‌های بندگان خدا

حال که معنای عبادت را فهمیدیم، شایسته است که ویژگی‌های بندگان مخلص خدا و پیش‌شرط‌های ملحق شدن به آن‌ها را بررسی کنیم. آنچه را که به دنبالش هستیم در آیه‌های سوره‌ی فرقان می‌یابیم؛ سوره‌ای که بعضی از آیاتش به ویژگی‌های نمایان در سلوک رفتاری بندگان خدا اختصاص دارند. در ادامه، بعضی از این ویژگی‌ها را به اختصار ذکر می‌کنیم:

اول: تواضع

﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا﴾ «و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند» (فرقان، 63)

رابطه‌ی بندگان خدا با طبیعت و با مردم رابطه‌ای از جنس رحمت است، چرا که آن‌ها بندگان خداوند رحمان هستند و عجیب نیست که نام رحمان در شخصیتشان تجلی یابد. همین خصوصیت است که باعث می‌شود به نرمی روی زمین گام بردارند و فروتنانه راه بروند، نه مانند گردن‌فرازان و مفسدان زمین. در حدیثی از امام صادق علیه السلام درباره‌ی تفسیر این آیه آمده است که «يَمْشِي بِسَجِيَّتِهِ الَّتِي جُبِلَ عَلَيْهَا لَا يَتَكَلَّفُ وَلَا يَتَبَخْتَرُ» (۱) «با همان ویژگی سرشتی خود راه می‌رود، نه با تکلف یا غرور».

این درباره‌ی راه رفتن بود. اما رابطه‌ی این افراد با جامعه هم رابطه‌ای همدلانه است و این ویژگی در مواضع اجتماعی و سیاسی آن‌ها هم نمایان می‌شود. به عبارت دیگر، چون فطرت پاک این بندگان تکلف و گردن‌فرازی را پس می‌زند، رویکردی میانه‌رو و عاری از تظاهر و هیاهو دارند. امام باقر علیه السلام آمده است که از ایشان درباره‌ی معنای این آیه که «روی زمین به نرمی گام برمی‌دارند» پرسیدند، فرمود: «هُمُ الْأَوْصِيَاءُ مِنْ مَخَافَةِ عَدُوِّهِمْ» (۲) «آن‌ها از بیم دشمنانشان [چنین می‌کنند].»

دوم: نرم‌خویی

﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا﴾ «و چون نادانان طرف خطابشان قرار دهند، به ملايمت پاسخ مى‏دهند» (فرقان، 63)

چرا که رابطه‌ی آن‌ها از جنس ملایمت و ایمنی است و از این رو پاسخی نرم و ملایم به نادانان می‌دهند.

سوم: شب‌زنده‌داری

﴿وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا﴾ «و آنان كه در حال سجده يا ايستاده شب را به روز مى‏آورند.» (فرقان، 64)

وقتی آیات الهی پیش چشم مؤمن آشکار شوند، در رفتارش بازتاب می‌یابند و به شخصیت او شکل می‌دهند. از این رو، چنین افرادی نمی‌توانند شب را به خواب سپری کنند و ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ﴾ «سرشان از بستر گریزان است». (سجده، 16)

چهارم: تقوا

﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ «و كسانى‏ كه مى‏گويند پروردگارا، عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و همیشگی است.» (فرقان، 65)

شعله‌های دوزخ به اندازه‌ی پلک زدنی از یادشان نمی‌روند و تصویر آتش هر لحظه مقابل چشمانشان است و چنان می‌گویند «خداوندا، ما را از عذاب جهنم در امان دار» که گویی خود را در آن می‌بینند. (۳)

پنجم: میانه‌روی در معیشت

﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا﴾ «كسانى‏ كه چون انفاق كنند نه زیاده‌روی مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند و ميان اين دو حد وسط را برمى‏گزينند.» (فرقان، 67)

انفاق چنین کسانی از سر ولخرجی و هوس یا برای ریا و شهرت نیست، بل‌که بر اساس ایمان، عقل و اراده صورت می‌گیرد. بنابراین، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و راه میانه را انتخاب می‌کنند و با میانه‌روی، به زندگی خود و دیگران سامان می‌دهند.

ششم: پرهیز از شهادت دروغ

﴿وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ﴾ «و كسانى‏ كه گواهى دروغ نمى‏دهند.» (فرقان، 72)

بندگان خدا گواهی باطل نمی‌دهند و از سوی دیگر، جز در زمان و مکان مناسب، هم کلمه‌ای به زبان نمی‌آورند.

هفتم: گذار بزرگوارانه

﴿وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا﴾ «و چون بر لغو بگذرند، با بزرگوارى مى‏گذرند.» (فرقان، 72)

بندگان خدا سخن نادرست یا بیهوده به زبان نمی‌آورند و در لهو و لعب شرکت نمی‌کنند، چون وقتشان بهای بیشتری دارد و می‌دانند عمر تکرار نمی‌شود و باید از سال‌ها، روزها، ساعت‌ها و دقیقه‌هایش بهره گرفت تا از دست دادن فرصت زندگی سبب پشیمانی آن‌ها نشود. آن‌ها بزرگوارانه از کنار لغو می‌گذرند، چون می‌دانند که شأن آن‌ها برتر است. در واقع، کرامت و شرف این افراد آن‌ها را از مجالس لهو و لعب دور نگه می‌دارد.

هشتم: بینش و هشیاری

﴿وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا﴾ «و كسانى‏ كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند، كر و كور روى آن نمى‏افتند.» (فرقان، 73)

بینش از ویژگی‌های بارز بندگان خداوند است. این بندگان، به جست‌وجوی حقیقت و به سودای رسیدن به بینش، در آیات الهی می‌اندیشند و امور زندگی را در پرتوی این آیات می‌سنجند. آن‌ها نظام‌ها و قوانین اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و غیره را از این آیات استنباط می‌کنند، چون می‌دانند فرستنده‌ی این آیات جهان را آفریده است و قوانین و نظام‌هایش را شکل داده است.

نهم: اهداف بزرگ

﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ (۴) «و كسانى‏ كه مى‏گويند پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه‌ی روشنى چشم باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.» (فرقان، 74)

رابطه‌ی میان دعا برای داشتن همسران و فرزندان نیکو و دعا برای رسیدن به مقام امامت و رهبری بندگان خدا نتیجه‌ی اهداف بلند آن‌ها برای امتداد دادن رسالتشان در نسل خود و اطرافیانشان است. آن‌ها می‌خواهند سرمشقی برای پرهیزگاران باشند و پرهیزگاران، به نوبه‌ی خود، پیش‌قراولان جامعه‌اند. بنابراین، بندگان خدا می‌خواهند الگوی پیش‌قراولان باشند، نه فقط پیش‌قراول.

پی‌نوشت‌ها:
1- بحارالاتوار، ج 24، ص 132
2- کافی، ج 1، ص 427
3- من هدى القرآن، ج 6، ص 152
4- من هدی القرآن، ج 6، ص 162

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>