احسان و فواید اجتماعی آن

احسان و فواید اجتماعی آن

روشنگری‌ هایی در مکتب تدبر قرآن – قسمت شانزدهم –

در مطالب پیشین، تعریفی مختصر از شیوه‌ی تدبّر موضوعی در آیات قرآن کریم ارائه دادیم و گفتیم که در این روش تدبّر، موضوعی خاص را در آیات مختلف قرآن کریم، فارغ از تسلسل آیات در سوره‌ها، بررسی می‌کنیم. در این‌جا، به شکلی عملی از این شیوه بهره‌ می‌گیریم و می‌کوشیم که، به خواست خدا، از روشنایی قرآن برای درک موضوعات گوناگون، از جمله موضوع احسان، استفاده کنیم. 

پیش از مطالعه‌ی موضوع احسان و ارزش آن در قرآن کریم، شایسته است که با معنی این واژه آشنا شویم. در تفسیر واژگان قرآن آمده است که «احسان دو دلالت معنایی دارد. یکی، نیکی به دیگری، چنان که می‌گویند «به فلانی احسان کن.» و دوم، احسان در کارها که به معنای نیکو انجام دادن آن‌هاست. برای مثال، خوب علم آموختن یا خوب کار کردن… احسان از اِنعام فراگیرتر است.»(۱) در واقع، احسان یعنی نیکی کردن به دیگری بدون چشم‌داشت جبران یا به عبارت دیگر، واگذاشتن بعضی از حقوق خود به دیگران. واژه‌ی احسان و مشتقاتش (احسان، احساناً، أحسن، أحسنتم، أحسَنوا، أحسِنوا، تحسنوا، محسن، محسنین، محسنات) بیش از 85 بار در قرآن کریم آمده‌اند. در ادامه، نگاهی داریم به بعضی آیات قرآنی درباره‌ی این ارزش والا. 

امر به احسان

خداوند در قرآن می‌فرماید که «خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد؛ به شما اندرز مى‏دهد، باشد كه پند گيريد.» (نحل، 90)

در این آیه‌ی مبارک، خداوند به صراحت به چند چیز فرمان می‌دهد: اول، عدل که رکن بنیادین ایجاد هر جامعه‌ی انسانی است، چرا که شکل‌گیری و برقراری جامعه بدون وجود داوری عادل که در اختلافات مردم میانشان قضاوت کند ناممکن خواهد بود. بی‌تردید، وجود عدل ضرورتی مهم است، اما شاید به نظر برسد که احسان چنین اهمیتی ندارد. بنابراین، باید پرسید که اهمیت احسان در نهاد جامعه چیست؟ حضرت آیت‌‌الله العظمی مدرسی در تفسیر این آیه می‌گوید: «عدالت حقیقتی فطری است که انسان‌ها درباره‌ی کلیاتش اختلافی ندارند و اگر اختلافی در کار باشد، به جزئیات آن مربوط می‌شود. اما گاهی انسان در پیاده‌سازی عملی عدل دچار مشکل می‌شود، چرا که برای اجرای عدالت به داوری نیاز داریم که برای همه‌ی طرف‌های دعوا پذیرفتنی باشد. از سوی دیگر، هرگز نمی‌توان کاملاً به عادلانه بودن داوری اطمینان داشت. بر این اساس است که قرآن به احسان، یعنی واگذاشتن بعضی از حقوق خود به دیگران، فرمان می‌دهد که دامنه‌اش از عدالت وسیع‌تر است…»(۲).

جامعه‌ای که اعضایش تنها به دنبال منافع خود باشند، با خطر نابودی روبه‌رو می‌شود، چون صرف حضور افراد در مکانی واحد، بدون وجود نوعی همکاری و همدلی ‌ــ‌یا به تعبیر قرآنی، «تَعارف»‌ــ جامعه‌ای شایسته‌ی بقا و پیشرفت نمی‌سازد. از این رو، خداوند امر به احسان می‌کند تا محبتی میان مردم پدیدار شود و حتی اگر کسی، بنا به اصل عدالت، از حقی برخوردار نمی‌شود، احسان دیگران شامل حال او شود؛ وضعیتی که عالی‌ترین مرتبه‌ی ممکن برای هر جامعه است. 

فواید و پیامدهای احسان

الف. هدایت و رحمت 

خدواند در قرآن می‌فرماید که «الف‌ لام میم؛ این است آیات کتاب حکمت‌آموز، [که] برای نیکوکاران رهنمود و رحمتی است.» (لقمان، 1 تا 3) 

کتاب ارزشمند الهی نوری در تاریکی‌های زمین است و روشن‌کننده‌ی همه‌چیز. در این کتاب، شرح حال گذشتگان، تبیین وضع کنونی و پیش‌بینی‌های آینده را می‌یابیم. اما معارف این کتاب برای همه در دسترسی نیستند؛ خداوند هر قرآن‌خوانی را هدایت نمی‌کند و بر او رحمت نمی‌آورد، بل‌که برای بهره‌گیری از بینش، هدایت و رحمت این کتاب باید ویژگی‌هایی در فرد وجود داشته باشند که یکی از آن‌ها احسان است. اما چرا؟ چون وقتی کسی به شیوه‌ای متضاد با احسان زندگی می‌کند و مثلاً از حقوق دیگران برای خود بهره می‌گیرد، در حقیقت، دچار خوددوستی افراطی است و در این جهان گسترده جز خودش کسی را نمی‌بیند. بنابراین، بنده‌ی هوا و هوس می‌شود و از حق فاصله می‌گیرد. معیار چنین کسی منفعت است، نه ارزش‌، و هدفش خودش است، نه خدا، و درست به همین دلیل به کج‌راهه می‌رود. عقل و پیام‌های الهی توجه انسان را به حقایق جهان آفرینش جلب می‌کنند، در حالی که شهو‌ت‌ها و هوس‌ها انسان را در اعماق ذات خود به اسارت می‌کشند. به عبارت دیگر، دنباله‌روی از هوس‌ها شعله‌ی عقل را خاموش می‌کند و این خود گمراهی است. از این رو، احسان به دیگران عنصری اساسی برای برخوردار شدن از هدایت قرآن کریم، مجموعه‌ی کامل حکمت‌هایش و رحمت متجلی در عمل کردن به این نقشه‌ی راه است. 

ب. حکمت و علم 

خداوند بلندمرتبه می‌فرماید که «و چون به رشد رسيد، او را حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم» (یوسف، 22) و «و چون به رشد و كمال خويش رسيد، به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم» (قصص، 14). 

یکی از ويژگی‌های بنیادین پیامبران محبت و احسان آن‌ها به مردم است و خداوند، به پاداش این احسان، چنان که در این دو آیه درباره‌ی حضرت یوسف علیه السلام و حضرت موسی علیه السلام می‌خوانیم، آن را پیش‌درآمد حکمت و علم ‌ــ‌یعنی نبوت‌ــ قرار داده است. 

پ. نیکی به خود 

به گفته‌ی خداوند بلندمرتبه، «اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود [بد کرده‌اید].» (اسرا، 7)

انسان همواره به دنبال نتایج عملش است و کاری نمی‌کند، مگر آن که نتایج آن را در نظر گرفته باشد و آن نتایج را به سود خود بداند. اما نتیجه‌ی احسان چیست؟ 

آیه‌ی ذکرشده از سوره‌ی اسرا نشان می‌دهد که نیکی انسان به خود او برمی‌گردد. فرض کنید کسی در اتاقی دربسته نشسته است و توپی را پرتاب می‌کند، این توپ دوباره نزد او برمی‌گردد. عمل انسان و بازگشتش به خود نیز چنین است. وقتی انسانی نیکی می‌کند، در واقع، پیش از نیکی کردن به دیگران، به خودش نیکی کرده است، چون به واسطه‌ی احسان، در این جهان، خود را از بخل می‌رهاند و محبت مردم را برمی‌انگیزد و، در آخرت، از پاداشی برتر بهره‌مند می‌شود، چرا که ــ‌به فرموده‌ی خدا‌ــ «آیا پاداش نیکی چیزی جز نیکی است؟» (الرحمن، 60)

وقتی بذر گل بکاریم، گل نصیبمان می‌شود، نه خار. سنت خداوند در آفرینش چنین است و نتایج عمل انسان هم مشمول این سنت می‌شوند. کاشتن خیر خیر به بار می‌آورد و این سنت فقط به مؤمنان محدود نمی‌شود، بل‌که دیگران را هم در بر می‌گیرد. چنان که علی بن سالم از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمود: 

«آیه‌ای مسجّل در کتاب خدا هست. گفتم: چه آیه‌ای؟ فرمود: این گفته‌ی خداوند که « آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟» این آیه کافر و مؤمن و نیکوکار و بدکار را شامل می‌شود. هر که نیکی ببیند، باید که آن را به نیکی پاسخ دهد. و پاسخ این نیست که به همان اندازه که نیکی دیده‌ای، نیکی کنی، بل‌که نیکی تو باید افزون باشد؛ زیرا آن که نخست نیکی کرده است، فضیلت پیشگامی دارد.»(۳)

ده‌ها نص دینی دیگر هم از اهل بیت علیهم السلام درباره‌ی پیامدهای نیک احسان وجود دارند؛ چنان که به فرموده‌ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام «احسان با بلندمرتبگی همراه است»(۴) و «هر که احسان او بسیار باشد، برادرانش دوستش دارند»(۵) و «نیکوکار زنده است، هرچند به سرای مردگان شتافته باشد»(۶). و البته که پیامدهای عظیم نیکی به دیگران از این‌ها فراتر هستند، چرا که «اگر نیکی کنی، منزلت خود را بالا برده‌ای و به خود نیکی کرده‌ای.»(۷)

ت. محبت خداوند 

خداوند می‌فرماید که «و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست‏ خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد.» (بقره، 195)

خدا در اموال هر مسلمان، حقی مشخص برای فقرا و نیازمندان تعریف کرده است، اما آیه‌ی بالا ما را به انفاق در راه خدا، که چیزی فراتر از آن حق مشخص‌شده است، امر می‌کند. در واقع، بر مؤمن است که برای غلبه بر خودپرستی و تنگ‌نظری، البته بدون زیاده‌روی و به هلاکت افکندن خود، از مالش به دیگران ببخشد و این همان احسان مطلوبی است که نزد خداوند هم پسندیده است. بالاترین هدف بنده رسیدن به مرتبه‌ی بهره‌مندی از محبت خداست، چرا که محبت خدا به معنی محبت بندگان صالح او و نتیجه‌اش بهشت جاودان است. 

ث. بهشت جاودان

در قرآن می‌خوانیم که «به پاس آنچه گفتند خدا به آنان باغ‌هايى پاداش داد كه از زير [درختان] آن نهرها جارى است، در آن جاودانه مى‏مانند و اين پاداش نيكوكاران است» (مائده، 85) و «براى آنان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان خواهد بود، اين است پاداش نيكوكاران» (زمر، 34). 

کسی که از زندان نفس رها شود و از خود بگذرد، هر چه را که برای خود بپسندد برای دیگران هم خواهد پسندید و می‌کوشد نیازهای دیگران را پیش از نیاز خودش برآورد؛ رفتاری که او را نزد خداوند محبوب و شایسته‌ی بهترین پاداش‌ها می‌کند.

آنچه گفتیم بعضی از پیامدها و نتایج احسان به دیگران بود و هر یک از آن‌ها، به تنهایی، هم عظیم هستند، تا چه رسد به مجموع آن‌ها و نتایجی که در این‌جا نگفته‌ایم. درباره‌ی احسان، مباحث دیگری نیز در آیه‌های قرآن کریم مطرح شده‌اند که، به خواست خدا، در مطلب بعدی به آن‌ها می‌پردازیم. 

پی‌نوشت‌ها:
۱- مفردات غريب القرآن، ج 1، ص 236
۲- تفسير من هدى القرآن، ج 4، ص 363
۳- بحار الأنوار، ج 8، ص 105
۴- تصنيف غرر الحكم، ص 385
۵- همان، ص 386
۶- همان
۷- همان، ص 287

 

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>